ba ham
ghati pati
 
 

لحظه رفتنيست........................................

 

و خاطره ماندني..........................

 

 

 

 

 

                                              تمام ادبيات عشق را به يك نگاه مي فروختم اگر لحظه اي ماندني بود و خاطره اي رفتني


ارسال شده در تاریخ : شنبه 20 آبان 1391برچسب:, :: 3:51 :: توسط : mohsen

ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه؟ ما يک عده ايرونی توی بهشت داريم که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آديداس درخواست ميکنن. هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن. يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن. بقيه حوری ها هم مرتب ميگن ما رو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.اتحاديه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته در ضمن خانمهای ايرونی از غلمانها مهريه و نفقه ميخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیهاهفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ايرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بياييد دماغاتونو عمل کنيم، گونه بکاریم و از این کلک ها . . . خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيها هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نیست! برو يک زنگی به شيطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی يعنی چی!!! جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغام گير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم،بخش ايرانيان بفرماييد؟جبرئيل ميگه: آقا مثل اینکه خيلی سرت شلوغه؟شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن... يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين راه انداختن. چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه. چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن. بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن. يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن. چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه. چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن. هر روز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو ميخوان. الان مراجعه داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم. ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 5:12 :: توسط : mohsen

سلامتي محمد علي فردين كه گفت:مردم هرروز زندگي ميكنن يه روز ميميرن ولي ماهرروز ميميريم كه يه روز زندگي كنيم.

به سلامتي بهروز وثوقي كه گفت:رفيق آلوچه نيس بهش نمك بزني<عشقت نيس بهش كلك بزني<رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزني.

به سلامتي اوني كه دست هر افتاده اي رو گرفت ولي وقتي خودش افتاد زير پا لهش كردن.

سلامتي اوني كه من من نميكنه.اخه من رسم نامرداست.

به سلامتي اون رفيقايي كه واسه دوستاشون آچار فرانسه ن ولي حتي يه دونه انبردست هم پيدا نميشه پيچاي دلشون رو شل كنه بلكه كمتر بگيره و پيچاي چشاونو سفتر كنه تا كمتر چكه كنه.

سلامتي آسمون كه بااين همه ستاره ادعايي نداره اما يه سرهنگ با۳تاستاره دهن عالم وآدم رو سرويس كرده.

سلامتي پدري كه كف تموم شهررو جارو ميكشه تا زن وبچش كف خونه اي رو جارو نكشن.

سلامتي رفيقي كه زرنگه،وجودش قشنگه،قلبش يه رنگه،عشقش پر رنگه،شرابش خوش رنگه،آخرش دلم واسش تنگه.

سلامتي زنجير كه زير برف وبارون ميمونن زنگ ميزنن ولي همديگرو ول نميكنن.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 21:16 :: توسط : mohsen

سلامتي اونايي كه مارو همينجوري دوست دارن وگرنه از ما بهترونو همه دوست دارن.

سلامتي سربازي كه ۱ساعت تو صف تلفن واميسته تا۳دقيقه با عشقش حرف بزنه ولي صدايي جز(مشترك مورد نظر درحال مكالمه است)نميشنوه.

به سلامتي اونائي كه اين روزا.......نه براي كسي...........نه براي عشقي..........نه براي جايي........نه براي چيزي......بلكه دلشون براي خودشون تنك شدهوخود خودشون.

سلامتي اوني كه مارو از تو جمع عاقلا برد تو جمع ديوونه ها.

سلامتي چشات كه ميكشه ولي تاوان نميده.

سلامتي اوني كه مارو تو قلبش راه ميده.

سلامتي همه اونايي كه تو جزاير هاوايي دارن با عشقشون شنا ميكنن.

سلامتي خودمون........ سلامتي عشقهاي بي نشون.

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 21:9 :: توسط : mohsen

به سلامتي اوني كه نگفت من با بقيه فرق دارم...........ثابت كرد.

سلامتي كسي كه عاشق دريا بود ولي قايق نداشت.

به سلامتي كسي كه خنديد تا غمشو كسي نبينه.

به سلامتي كسي كه نفس ميكشيد ولي همنفس نداشت.

به سلامتي كسي كه زخم داشت ولي ناله اي نكرد.

سلامتي كسي كه زجر كشيد ولي ضجه نزد.

سلامتي كسي كه دلباخته سفر بود ولي همسفر نداشت.

سلامتي شقايق كه جام خون روسر ميكشه.

سلامتي زنجير كه زير برف وبارون ميمونن زنگ ميزنن ولي همديگرو ول نميكنن.

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 21:1 :: توسط : mohsen

خدايا؛

 

          وقت گذاشتي وتقدير مارو درست كردي،دمت گرم.

 

 

                  قسمت آسفالتشو از رو دهن ما برداشتي،بازم دمت گرم

 

                                   ولي پشيمون شدم همون آسفالترو بزار بهته

 

دمت گرم


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 20:29 :: توسط : mohsen

برای رسیدن به تو پا پیش گذاشتم خودم را قسمت کردم تو را سهم تمام رویاهایم کردم انصاف نبود… تو که میدانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟ برای خداحافظی خیلی دیر بود خیلی دیر…


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 20:27 :: توسط : mohsen

صفحه قبل 1 ... 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان ba ham و آدرس ehsanam.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 23
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 23
بازدید ماه : 23
بازدید کل : 9591
تعداد مطالب : 107
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

Alternative content